بیتوجهی تاکی؟! قسمت ۲۴۱۸
تجربه تلخ و دریاچهای شور
درست ده سال پیش بود که دولت یازدهم نوید آغاز زنده کردن دریاچه ارومیه را رسانهای کرد درحالیکه قبل از آن با حفر هزاران حلقه چاه و ایجاد سدها و بزرگراه بر روی آن و از اینسو کشت و کارهایی بیضابطه در کوهها و درههای مسیر زایندهرود از سرچشمه تا پشت سد مراسم ختم مشترک و خاکسپاری این دریاچه و تالاب گاوخونی قبلا برگزار شده بود و امروز این دو اکوسیستم بااهمیت و استراتژیک در صورتی به حالت اولیه خود برمیگردند که موانع ایجادشده پیش پای آنها بهطور کل برطرف شود.

درست ده سال پیش بود که دولت یازدهم نوید آغاز زنده کردن دریاچه ارومیه را رسانهای کرد درحالیکه قبل از آن با حفر هزاران حلقه چاه و ایجاد سدها و بزرگراه بر روی آن و از اینسو کشت و کارهایی بیضابطه در کوهها و درههای مسیر زایندهرود از سرچشمه تا پشت سد مراسم ختم مشترک و خاکسپاری این دریاچه و تالاب گاوخونی قبلا برگزار شده بود و امروز این دو اکوسیستم بااهمیت و استراتژیک در صورتی به حالت اولیه خود برمیگردند که موانع ایجادشده پیش پای آنها بهطور کل برطرف شود. اگرچه هیچیک از دولتهای پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و حتی سیزدهم همچنان نپذیرند که به جای هزینه کردن هزاران میلیارد ریال و ارز بیهوده، موقعیتهای این دو مکان را تا حدودی که امکان دارد به حالت اول و بر اساس اکوسیستم تبیین شده آنها برگردانند نه اینکه آزمونوخطاهای ناموفق همچنان ادامه داشته باشد که چالشهای به وجود آمده و غیرقابل تغییر هم یکی از علل مهم فرونشستهاست و میتوانند از طریق تغذیه مصنوعی آبخوانها و تزریق آب به آنها به حالت اولیه خود اعاده شوند که اینهم بهنوعی تجربه جهانی بهحساب میآید و نام علمی آن Artificial.Recharge
است. در این رابطه، علی بیت الهی، عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، گفته است: «اغراق نيست اگر بگويم پديده فرونشست زمين بهطور توسعه يابندهاي در حال پيشروي است. بر كسي پوشيده نيست كه پديده فرونشست زمين بهطور عمده به دليل پایین رفتن سطح آبهاي زيرزميني در دشتهاي كشور اتفاق ميافتد و علت اينكه سطح آبهاي زيرزميني پايين ميرود نيز اين است كه ميزان تغذيه سفرههاي آبهاي زيرزميني نسبت به ميزان استحصال و بهرهبرداري بهمراتب كمتر است و اصطلاحاً ميگوييم بيلان آبهاي زيرزميني منفي شده است. تجربيات جهاني نشان ميدهد اگر اقداماتي صورت بگيرد تا كاهش سطح آب زيرزميني متوقف شود يا با اجراي طرحهاي کارشناسی شده و برنامهريزي مناسب، ميزان آب سفرههای زیرزمینی به همان حالت قبلي بازگردد، آنوقت پديده فرونشست زمين كنترل خواهد شد. اين تجربهاي است كه در چند ناحيه از كشورهاي مختلف انجامشده و نتيجهبخش بوده تا جايي كه در برخي از اين نواحي كه نرخ فرونشست حدود 12 سانتيمتر در سال بوده حالا به صفر رسيده است، بنابراين براي حل اين معضل، بايد رويكرد اصليمان اين باشد تا جلوي افت سطح آب را در لايههاي زيرين زمين
بگيريم. بايد فشار بر آبخوانها كمتر شود، بنابراين ميتوانیم مسيرها و مكانهايي را شناسايي كنيم كه در آن با ملاحظات فني و تخصصي و در مواقعي كه به آب سطحي نيازي نيست يا در فصلي كه روانآبهاي سطحي بهصورت سيلاب جاري ميشوند، بخشي از آنها را در چاهها يا گودالهايي به تله بیندازیم و آرامآرام تلاش كنيم اين آبهاي هدايتشده به لايههاي زيرسطحي نفوذ كنند. طرح احياي منابع آب در سطوح زيرين زمين علاوه بر اينكه افزايش حجم آب زيرزميني و برطرف كردن بيلان منفي را به دنبال دارد، قطعاً ميتوان اين استدلال را درباره آن داشت كه يكي از بهترين واكنشهاي مثبت ما در مقابل فرونشست خواهد بود. بهاینترتیب جدول تغذيه مصنوعي در چندين دشت ميتواند خبر بسيار مثبت و خوبي ارزيابي شود كه اجراي آن قطع به يقين در كاهش خطر فرونشست مؤثر خواهد بود.» محمود یزدانی، کارشناس آب، در تأیید مطالبی پیرامون آن که ریشه علمی دارد اینگونه گفته «هنگامیکه بارش اتفاق ميافتد، بخشي از آن جذب زمين میشود، بخش ديگري هم جذب گياهان و درختان و باقيمانده آن به روانآبهاي سطحي تبديل ميشود كه اگر كنترل نشود، خطراتي را به دنبال خواهد داشت. سرانه بارندگي در
جهان ۸۰۰ ميليمتر است كه ۴۸۵ ميليمتر آن تبخير ميشود، يعني اگر آبی در فضاي باز قرار گيرد، به خاطر زاويه تابش خورشيد، عمده آن تبخير خواهد شد. در ايران نيز 240 ميليمتر بارندگي سالانه داريم كه 180 ميليمتر آن تبخير ميشود، يعني ۷۵درصد بارندگیهایمان به دليل اقليم گرم و خشك تبخير ميشود. بر اساس آمارهاي منتشرشده، صنعت كشاورزي سهم ۹۰درصدي مصرف آب كشور را دارد. همانطور كه مجلس با ابلاغ الگوي كشت براي بهينه مصرف کردن آب كشاورزي قدم برداشته است، بايد وزارت جهاد کشاورزی نيز پایکار بيايد كه در كنار طرح تزريق مصنوعي منابع آبي به سفرههاي زيرزميني، ميزان برداشت آب نيز مديريت شود. متأسفانه در سالهاي متمادي از منابع آب زيرزميني استفاده بيرويه شده و هر كس به هر ميزاني كه ميخواسته از اين منابع برداشت كرده و كمتر كسي به فكر بازگشت آب به سفرههاي زيرزميني بوده است، به همين دليل به اين نقطه رسيدهايم كه بايد آب به اين سفرهها تزريق كنيم تا دوباره احيا شود.» باید توجه داشت که اول چاه را کنده و بعد مناره را در آن جای داد زیرا برداشت از انشعابات غیرمجاز و تزریق یک میلیارد مترمکعب به منابع زیرزمینی باهم منافات دارند زیرا در
حال حاضر حدود 400 هزار حلقه چاه در کشور وجود دارد که اکثر آنها فاقد پروانه بوده و تا زمانی که با این انشعابات و ابزارهای برداشت غیرمجاز بهطورجدی برخورد نشود، تزریق آب هم چون گذشته آزمونوخطاهایی ناموفق خواهد بود تا بار دیگر تجربه تلخ و کلان دریاچه شور ارومیه در دیگر نقاط کشور تکرار شود.
ادامه دارد